تبلیغات
دانستنیها - مطالب آذر 1396

اشتغال بانوان؛ «آزادي شغلي» يا «عدالت شغلي»؟

نویسنده :نادر نبوی
تاریخ:شنبه 25 آذر 1396-05:14 ق.ظ


وقتی درجامعه ی ما از اشتغال بانوان دربیرون از خانه سخن به میان می آید، طیفی از مخالفان و موافقان با انواع دیدگاه ها به میدان می شتابند و با مرتبط کردن این موضوع با مباحثی مانند شرع، توانایی بانوان، خانه داری و بچه داری، بیکاری فراگیر جامعه، نقش اخلاق درتحکیم بنیان خانواده و... و با شلوغ کردن و درهم آمیختن مباحث باهم، فضای مشوش وغبارآلودی برای سرانجام خوش این مقوله رقم می زنند.

قبل از طرح هربحث جانبی و فرعی درمورد اشتغال بانوان، ابتدا باید به اصل و ریشه ی این بحث پرداخته شود و این که مقوله های «آزادی شغلی» و «عدالت شغلی» در این بحث چه جایگاهی دارد؟

وقتی از «آزادی» درشغل سخن گفته می شود، بی شک پای چیزی به نام «حق» به میان می آید. وقتی ما اشتغال را «حق» بانوان بدانیم، طبیعتاً باید:

- برای آن آزادی - درچهارچوب قانون - قائل شویم.

- درباره اش یکجانبه وخارج از قانون تصمیم نگیریم.

- تحقق آن را به چیزی غیر از اراده ی صاحب حق مشروط نکنیم.

- زیرساخت های فکری، فرهنگی، قانونی و ساختارهای اداری و اجتماعی تحقق آن را در جامعه فراهم کنیم.

 

موضوع دیگردرمسأله ی اشتغال بانوان – که از دیربازمانع آزادی بانوان در احقاق حق اشتغال شان بوده - پیش فرض هایی است مانند:

- آقایان از بانوان تواناتر و بالاترند.

- آقایان منطقی و بانوان احساسی اند.

- آقایان جنس اول و بانوان جنس دوم اند.

این ها باعث شده یک پارادایم اجتماعی درتقسیم کار بین بانوان و آقایان ایجاد وحق هردو(هم آقایان و هم بانوان) در این بین به فراموشی سپرده شود. البته نگاه های دینی سنتی نیز درشکل گیری آن نقش شگرفی داشته است. برای رفع این معضل، توجه به مقوله ی «عدالت شغلی» می تواند راهگشا باشد. بی شک زنان و مردان جامعه – درعین آزاد بودن در انتخاب شغل – باید به تفاوت های جنسیتی و توانایی های جسمی، روحی و ذهنی ناشی از این تفاوت توجه کنند. همان گونه که مردها استعداد انجام همه ی کارهای خانه را ندارند، زنان نیز نمی توانند از پس همه ی کارهای بیرون از خانه برآیند.

خلاصه این که مردان و زنان جامعه انسانند، بنابراین باید در برخورداری ازحقوق اجتماعی و مدنی خود آزاد و مساوی باشند و کارهای خانه و بیرون از آن را با مشارکت وتفاهم انجام بدهند.

 

موضوع مهم دیگر، وجود چند مشکل بزرگ در مسیر آزادی و عدالت شغلی بانوان است که حتی اگر کارها به روال هم پیش برود، باز رسیدن به نتیجه ی دلخواه، به زمان درازی نیاز خواهد داشت؛ مشکلاتی مانند:

1- نگاه سیاستگزاران و مردم به مسأله ی حقوق اجتماعی زنان.

2- فرهنگ اجتماعی حاکم بر زنان وحقوق شان.

3- نگاه سنتی زنان به توانایی ها و حقوق اجتاعی خود.

4- قوانین موجود، که براساس تقسیم سنتی کار بین زنان و مردان تصویب شده است.

5- بسیاری از افراد جامعه با نگاه سنتی به زن و براساس قوانین موجود تن به ازدواج داده اند.

پس تا زیرساخت ها تغییر نکند، نسل ها عوض نشود و فضای عمومی جامعه برای بالندگی زنان و شناخت شان از خود آماده نگردد انتظار تغییرات سریع وبنیادین در این زمینه منطقی نخواهد بود.

اشتغال بانوان؛ «آزادي شغلي» يا «عدالت شغلي»؟


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بهار در زمستان

نویسنده :نادر نبوی
تاریخ:سه شنبه 14 آذر 1396-01:30 ق.ظ


هوا دل پذیر شده بود. گُل از خاک بیرون آمده و از گرمای آفتاب، باران و برف هم نمی آمد. اصلا در آن حال و هوا مردم خودشان را گم کرده بودند. به فکر اسلام و اطاعت از امام بودند. هر روز تظاهرات و هر روز غذای حاضری، سیب زمینی و روغن نباتی و اگر گیر می آمد تخم­ مرغ، چای و میوه هم اگر وقت می شد. هر کس نمی­ توانست تظاهرات برود در خانه غذای ساده درست می کرد. همه خانه ها امام و امام و امام بود. آن سال در ولایتمان تا پیروزی انقلاب اسلامی برف نیامد. هر چه نفت می خواستند به مردم بدهند، مردم می گفتند بدهید به مردم تهران که سر صف نایستند، دشمن شاد نشود، ما نفت نمی خواهیم .

   شهید خیلی ارزش داشت، اگر کسی شهید می شد خدا می داند که جمعیت مخصوصا جوانان عزیز مثل سیل هجوم می بردند برای تشیع جنازه. بهشت زهرا واقعا از آن گل های پرپر، بهشت شده بود. جوانان با فریاد، شهید را روی شانه های مرد افکنشان می گرفتند و می گفتند :

می کُشم می کُشم آن که برادرم کشت

و با هم سر می دادند :

ای شهید حق آیم به سویت              بهشت موعود در پیش رویت

مادر ندیده خیر تو، الله اکبر          پدر نشسته به سوگ تو، الله اکبر

و مرگ بر شاه در آخر همه شعارها با فریاد اداء می شد.

   تظاهرات­ ها همچنان پر شور ادامه داشت. یک روز رسیدیم دیدیم ریوی ارتشی پر از سرباز با تفنگ های آماده، کنار مرکز رادیو توقف کرده است. مردم بیشتر تحریک شدند با تمام وجود فریاد می زدند :

ارتشیا خمینی سلامتان رسانده

ما به شما گل می دیم، شما به ما گلوله

ارتش برادر ماست، خمینی رهبر ماست

بعضی ها هم گل می زدند به نوک لوله تفنگشان.

   با تظاهرات به آخر خیابان مولوی که می رسیدیم وارد خیابانی می شدیم که پس از طی مسافت زیادی پل حافظ را می­ دیدیم. جمعیت موج می زد. روی پل، بین جمعیت، یک اتوبوسی بود، انگار مردم اتوبوس را بغل گرفته بودند. بالای اتوبوس یک روحانی جوانِ لاغر­اندام و مرتب، با عمامه سفید، بود که با بلندگو شعار می داد و مردم هم همراهی­ اش می کردند:

به خون پاک شهیدان قسم

به اشک چشم یتیمان قسم

ریشه شاهنشهی می کنیم

تماشاچی ها هم منقلب می شدند. زن آرایش کرده بی حجاب با پالتو و جوراب شیشه ای که آن زمان مد بود! میان جمعیت آمد. فورا یک نفر به او روسری داد او هم گرفت و سریع سر کرد.

   وضع معیشت مردم با حالا اصلا قابل مقایسه نبود. صد یک مردم یخچال، تلویزیون و اتومبیل نداشتند. آن که به فکرش نبودند خوراکی و وسایل رفاهی بود. هر شب ساعت نُه برق می رفت و همه روی پشت­ِ بام ­ها شعار الله اکبر، خمینی رهبر و مرگ بر شاه می گفتند. روزها جوانان گالن­ های نفت را بدون دست­مزد به در خانه ها می­ بردند.

   تا این که امام آمد. از سیل جمعیتی که به پیشواز رفتند گویا کسی در خانه­ ها نمانده بود. فریاد صلوات و الله اکبر و درود بر خمینی طنین انداز بود. چند ماشین آمد و رد شد و جمعیت به دنبال آن می دویدند. خدا می­ داند مردم چه کردند، در تاریخ ثبت شده است. در یک کلام، زمین دانشگاه پر از نقل و گُل شده بود.  

      دو سال بعد، جنگ بر ملت ما تحمیل شد. جوانان، هزار هزار برای دفاع از کشور اسلامی که هزاران شهید داده تا اسلامی شده، راهی جبهه ­های حق علیه باطل شدند. در آن زمان کالاهای اساسی سهمیه بندی شد. در زمستان­ های سرد با دمای بیست درجه زیر صفر با آرامش در صف­ های طولانی می ایستادیم تا نفت، گاز، برنج، روغن، مرغ و تخم مرغ بگیریم. خیلی از مردم مثل ما بودند و مایحتاج ضروریشان را کم کم با کوپن، با پول کمی که داشتند، می خریدند. مردم از سهمیه خودشان به جبهه هم می­ فرستادند. به ویژه خانواده­های شهدا در این کار سهم بسزایی داشتند. در مساجد و حسینیه ها و خانه­ ها با قند و شکر سهمیه مربا و حلوا درست می کردند و به جبهه می­ فرستادند.

      بعد از گذشتن سالها از انقلاب و برخورداری از مواهب انقلاب -به برکت خون شهیدان و از جان گذشته­ گی آنان-  هزاران هزار امکانات رفاهی و نعمت­ های فراوان است که به قول قرآن "وَ إِن تَعُدُّوا نِعمَتَ اللهِ لا تُحصُوها"  تا جایی که حافظه و قلمم ، مرا یارای نوشتن نعمت­ ها نیست.



نوشته شده توسط صدیقه سجادی 96/11/10:: 9:40 عصر     |     () نظر
بهار در زمستان


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()